تبليغاتX
AliJ


AliJ

همه جور آجیل --- مطالب ورزشی-طنز-فتوطنز-سیاسی-علمی و غیره

شرم ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما  بهترین شعاری که این چند وقته شنیدم. نمی دونم این همه سانسور خبری و تحلیل های یک سویه و حتی دروغ های شاخ داری که صداو سیما میگه چقدر به امنیت ملت کمک کرده که همچنان داره به سیاستهاش ادامه میده.شاید فکر میکنن اگه حقیتو نگن مردم هم باخبر نمیشن ولی باید بگم سخت در اشتباهن.مثلا چند وقت پیش پسرخالم که ۱۲-۱۳سالش بیشتر نیست و توی یه روستا زندگی میکنه و اصلا اهل اینجور کارا نیست از حوادث اخیر یه چیزای میگفت که حتی خیلیهاشو من نمیدونستم. میخوام بگم وقتی حقیقت اینطور تا دورترین نقاط و به گوش کوچک و بزرگ هم میرسه چه هدفی رو میشه با دروغ دنبال کرد. واقعا اگه تعداد معترضین در ۱۳ آبان همون ۱۰-۲۰ نفر توی تهران بود که تلویزیون نشون داد پس چرا توی اکثر شهرها مامورین شهرو پرکرده بودن؟

یکی از اونایی که باید بهش گفت: 

تو ای با دوستی دشمن    تفنگت را زمین بگذار

صداوسیماست.

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 5:12 PM توسط AliJ| |

بعد گذشت بیش از 40 روز از شروع  سال تحصیلی بالاخره دانشگاه تبریز هم امسال شاهد اولین تظاهرات اعتراضی دانشجویان در ۱۳ آبان بود. تجمع دانشجویی در داخل و از مقابل ساختمان فنی (عمران) شروع شد و به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کرد.بسیجی های دانشگاه  ابتدا در داخل این تجمع حرکت می کردنداما کم کم که جمعیت زیاد شد  اونا  جمع شدند  و سد راه دانشجویان شدنداما جمعیت  با فشار به راه خودش ادامه داد. جمعیت زیادی هم در اطراف و پشت معترضان حرکت میکردند. جمعیت تا نزدیکی ورودی اصلی پیش رفت اما فشار از سوی حراست بیشتر شد و جمعیت به سمت مسجد دانشگاه تغییر مسیر داد. ودر اونجا با شعار اعتراضات خود رو ادامه دادند. نیروی انتظامی هم مردم اطراف دانشگاه را منحرف میکرد تا لباس شخصی ها راحت بتونند از داخل فیلم بگیرند. بسیجی ها هم روحانی و استادهای بسیجی رو جمع کرده بودند و شعار می دادند...

تا جایی که من میدوم اکثر دانشگاه ها هم همین طوری بود.

توضیحات اضافه:

سعی کردم خیلی خلاصه تمام ماجرا رو بگم اما حالا با توجه به نظر یکی از خواننده ها (گوگلی) لازم میبینم یه کم وارد جزییات بشم. اول از گوگلی مگولی عزیز ممنونم که نظرش گفته.دوم اینکه قبول دارم که آخرش تعداد بسیجی ها بیشتر از دانشجوها شده بود اما فکر کنم اگه تمام روحانی ها و استادها و مسئولین هم با بسیجی ها حساب کنیم ۱۵۰ نفر نمیشدند چه برسه به ۳۰۰ نفر.اما باید دید چرا تعداد دانشجوها کم شد. شاید یکی از دلایلش وجود لباس شخصی هایی بود که از بیرون فیلم میگرفتند.از دیگر دلایل فشار حراست و مسئولین به دانشجوها بود در صورتی که تجمع بسیجی ها هم غیرقانونی بود فقط چون اونا موافق دولت بودند باهاشون کار نداشتند.در ضمن قرار نبود که دانشجویان تا ابد اونجا بمونن و شعار بدن خب وقتی اعتراضشون رو به گوش همه رسوندن باید برن سر کرشون.

اما راجع به تراکتور گفتن اطرافیان. اولا منظور دانشجوها از ملت مشروطیت مردم بیرون دانشگاه بود که نیروی انتظامی متفرقشون کرد نه دانشجویان اطراف.دوما کسایی که توی سلف غذاخوری !!!و توی کلاس !!!و هر جای دیگه بلند بیشن و پرچم یه تیم رو تکون میدن و فریاد میزنن تنها بی فرهنگی خودشونو نشان دادن (البته بگم من خودم شدیدا از طرفدارای تراکتورم ولی اینجور کارها نمی پسندم).

به هرحال نظر همه محترمه. اما واقعیت اون چیزیه که اتفاق افتاده اونم توی تمام ایران.

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:9 PM توسط AliJ| |

1

2

3

4

خنده کنم یا نکنم؟!

نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 1:54 PM توسط AliJ| |

به رنگ پاییز

               تبریز به رنگ پاییز               

نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 1:48 PM توسط AliJ| |

درخت کافور

کمتر دانشجویی توی ایران پیدا میشه که درباره کافور نشنیده باشه.آیا واقعا توی غذای دانشجو ها کافور می ریزند؟ (من میگم آره دختر و پسرم نداره.) اصلا کافور چیه؟اون اثری که میگن(کاهش شهوت جنسی)  رو داره؟

از کافور بیشتر بدانیم:

ویکی پدیا( http://fa.wikipedia.org ) درباره کافور نوشته:

کافور (به انگلیسی: camphor) ماده‌ای مومی، سفید و یا شفاف و جامد با فرمول C10H16O که دارای بوی بسیار قوی می‌باشد. کافور صمغ درختی بنام camphor laurel می‌باشد. این درخت همیشه سبز در آسیا و به خصوص در جزیره برنئو و فرمز وجود دارد. درخت کافور تا ۳۵ متر رشد می‌کند و ماده کافور در اکثر نقاط آن یافت می‌شود. کافور درختی است همیشه سبز و از شاخه و برگ بسیار برخوردار است دارای گلهایی به رنگ سفید می‌باشد و میوه‌ای قرمز رنگ بسیار شبیه به میوه دارچین دارد.

ریشه شناسی

کلمهٔ کافور کلمه‌ای مالایی است. و در مالزی به کافور، کاپور باروس می‌گویند که معنای گچ باروس می‌دهد. باروس نام بندری در سوماترا اندونزی می‌باشد که در آنجا کافور تجارت می‌شده‌است.

کاربردها

از کافور امروزه به عنوان نرم کننده نیترات سلولز، دافع حشرات، و مومیایی وهمچنین در آتش بازی و دارو سازی نیز استفاده می‌شود. در زنجیره غذایی مردم آسیا به عنوان چاشنی در شیرینی استفاده می‌شود. در باور مردم عامیانه مار و سایر خزندگان از بوی کافور می‌ترسند.

ابن سینا معتقد است اگر آن با سندل و گلاب مخلوط کنند و ببویند شهوت جنسی را قطع می‌کند و اگر آن را بنوشند این اثر بیشتر می‌شود.

سم شناسی

کافور ماده‌ای سمی است. اثرات سمی کافور بعد از مصرف 2 گرم ظاهر می‌شود و مقدار کشنده آن در بزرگسالان 4 گرم و در کودکان 1 گرم است. اثرات سمی این ماده عبارتست از: ناراحتی معده، ایجاد گاز معده و قولنج، تهوع و اسهال و استفراغ، اضطراب، هیجان‌زدگی، هذیان گویی، تشنجات صرع‌مانند و انقباض قلب.

تبیان( http://www.tebyan.net ) درباره کافور نوشته:

بعد از دریافت مقدار كمی كافور، تشنج به همراه افسردگی، آسیب كلیه ها، انقباض قلب و اغمای بعد از تشنج اتفاق می افتد. اثرات سمّی كافور بعد از مصرف 2 گرم ظاهر می شود و مقدار كشنده آن در بزرگسالان 4 گرم و در كودكان 1 گرم است.

اثرات سمی كافور شامل: ناراحتی معده، ایجاد گاز معده، قولنج، تهوع و استفراغ، اسهال، اضطراب، هیجان، هذیان گویی، تشنجات صرع مانند و انقباض قلب است.

سپس باعث افسردگی سیستم عصبی مركزی و در نتیجه باعث اغماء و به ندرت مرگ می شود. آنوریا( قطع دفع ادرار) رخ می دهد. تنفس فرد بوی كافور می دهد.

خوردن کافور باعث احساس سرما و لرزیدن بدن و نیز تاری چشم می شود.

کافور از چند طریق وارد بدن می شود: تنفس بخار کافور، جذب از راه پوست بدن، خوردن، تماس با پوست یا چشم .

اندام هایی که کافور روی آنها اثر می گذارد شامل چشم ها، پوست، 

کلیه ها،  دستگاه تنفسی و سیستم عصبی مرکزی است. البته تمامی این اثرات و علائم زمانی است که بطور مستقیم ماده ی کافور را بخوریم یا بوی آن را استنشاق کنیم یا با پوست تماس پیدا کند. نه اینکه شاید مقداری کافور در غذا ریخته شده باشد. کافور روی سیستم گوارشی و سیستم عصبی مرکزی اثرات نامطلوبی دارد و باعث مسمومیت سلول های کبدی  می شود.

مصرف کم کافور باعث احساس گرمی در معده می شود. مقادیر زیاد کافور باعث تهوع، اسهال و استفراغ می شود. همچنین باعث سرگیجه، آشفتگی ذهنی و توهم می شود. اگر این علائم ادامه پیدا کند و تشدید شود باعث افسردگی، بیهوشی و حتی مرگ در اثر نارسایی تنفسی می شود.

گزارش هایی از مسمومیت و مرگ افراد با کافور وجود دارد، بخصوص کسانی که داروهای حاوی کافور را بدون تجویز پزشک مصرف کرده اند.

مصرف یا تماس طولانی مدت با کافور باعث مسمومیت مزمن می شود که به علت خاصیت سمی و تأثیر زیاد آن بر بدن است. البته باید بگویم در مورد تأثیر کافور بر روی سیستم تولید مثل انسان و نیز اثرات سرطان زایی این ماده هیچ مطلبی ثابت نشده است.

در وبلاگ شیمی (http://shimistejavan.blogfa.com ) درباره کافور نوشته:

...از آن به عنوان عنصری در غذا( بویژه در هند) ، مایع حنوط کننده، در جشن های مذهبی و برای اهداف پژشکی و دارویی استفاده می شود.

...کافور در پژشکی نیز کاربرد فراوانی دارد. کافور به آسانی از طریق پوست جذب بدن می شود و مانند منتول احساس خنکی مختصری ایجاد می کند و به عنوان ماده ی بی حس کننده و ضد میکروب ضعیف عمل می کند. ژل های ضد خارش و ژل های خنک کننده موجودند که کافور عنصر فعال آنها به حساب می آید. کافور در مقادیر کم برای بیماریهای جزئی قلب و خستگی می توتند مفید باشد.

کافور در پخت و پز و آشپزی: 

 در زمان حاضر در آسیا،کافور به عنوان طمع دهنده به شیرینی ها به کار میرود. در اروپا در قرون وسطی و قبل از ان کافور به طور گسترده به عنوان جزئی از شیرینی کاربرد داشت. اما هم اکنون بیشتر برای اهداف پژَکی مورد استفاده قرار می گیرد. کافور در پخت و پز غذا و بویژه انواع دسر در هند به کار برده می شود. ( Pachha Karpooram  اصطلاح هندی کافوریست که در غذا استفاده می شود. این اصطلاح لفظا" به معنای کافور سبز است اما Pachha  به معنای خام نیز می تواند باشد.) کافور خوراکی با مارک "Edible Camphor"  در عطاری های هند یافت می شود.

در ( http://www.mibosearch.com ) درباره کافور نوشته:

...شيخ الرئيس گويد: نيکوترين آن قيصوري و رباحي بود مانند برف و طبيعت آن سرد و خشک بود در سيم منع ورمهاي گرم کند و محروري مزاج و اصحاب صداع صفرائي بوئيدن وي تنها يا با صندل سرشته به گلاب يابه گل پارسي نافع بود و مقوي حواس و اعضاء ايشان باشد و چون آدمان بوئيدن وي کنند قطع شهوت جماع بکند وچون بياشامند فعل وي اقوي باشد در اين باب ، و اگر مقدار دو جو با آب کاهو هر روز سعوط سازند قطع حرارت دماغ بکند و خواب آورد و صداع زايل کند و خون بيني بازدارد و ببندد و با آب بادروج و عصير ملح يا به آب گشنيز تر يا عصير سير سبز همين کند.

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 2:42 PM توسط AliJ| |

- امسال برای استفاده از اینترنت دانشگاه باید username و password وارد کنی که همون شماره دانشجویی و شناسنامه هست و اینطوری راحت میتونن کنترلت کنن - من دچار خفقانم خفقان- برای همینه که یه ماهی هست که به اینترنت دسترسی ندارم چون خوشم نمیاد کنترل شم.

این شد که با همخونه ای هام تصمیم گرفتیم که ADSL  بگیریم که هم سرعت نسبتا خوبی داره هم لازم نیست دیگه توی سایت دانشگاه منتظر سیستم خالی باشیم. تازه روی ورودی سایت مرکزی دانشگاهمون نوشته بزرگترین سایت دانشگاه های ایران. اگه درست باشه وای به حال دانشجوهای سایر دانشگاهها.حدود ۱۲۰ دستگاه برای ۱۲۰۰۰ دانشجو. البته سایت های دانشکده ها هم هست ولی بازم خیلی کمه. تا بعد

نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 12:41 PM توسط AliJ| |

 

پاییز همیشه برای من طولانی ترین فصل سال بوده روزهای کوتاهش خیلی دیرتر از روزهای بلند تابستون میگذره شب های بلندش مثل یک قرن میگذره آسمونش ابریه وخیال باریدن نداره پاییزسراسر انتظاره انتظار دوباره دیدن بهار اما بااین حال

باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست

داستان از قصه های سربه گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.

حالا که تابستون به آخر خط رسیده خوبه یه نگاهی به پشت سرمون بندازیم وببینیم تابستونمون چطوری خط خطی کردیم.

چندتا عکس تابستونی از تابستونی که گذشت:

1

2

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 1:37 PM توسط AliJ| |

-جومونگ و برادپیت:

به نظر شما اگه برادپیت میومد ایران ازش مثل جومونگ استقبال میکردن. من که فکر نمیکنم.

یا اینکه ماجرای عجیب بنجامین باتن توی ایران بیشتر سرو صدا کرد یا جومونگ1و2و3 . اگه فرض کنیم این سه تا رو روی 30 دی وی دی! بزنیم و قیمت هر دی وی دی خام رو فقط 200تومان بگیریم و بازم فرض کنیم فقط یک میلیون از 70 میلیون ایرانی این دی وی دی هارو گرفته باشن یا غیرمجاز رایت کرده باشن با یه چرتکه زدن میفهمیم فقط 6 میلیارد تومان پول دی وی دی های خام این سه تا قسمت جومونگ میشه. اگه این پول به خرید فیلم های ایرانی اختصاص میدادیم خیلی به سینمای فلج!!! ایران کمک میکردیم .البته باید بگم من خودم بیشتر از نصف قسمتهای جومونگ1 رو از تلویزیون دیدم فقط برای گذران وقت.

-مصطفی دنیزلی و فیروز کریمی :

فلاشبک1: وقتی دنیزلی سرمربی پرسپولیس بود فیروز کریمی قبل دیدار تیمش یعنی اس.اهواز با پرسپولیس گفته بود پوست مربی های خارجی رو در این فصل خواهم کند. اما اون بازی رو دنیزلی 4-1 برد تا کریمی ادعا کنه او مهره مار داشته.

فلاشبک2: کریمی وقتی سرمربی اس.تهران شد گفت با 20 جلسه تمرین تیمم منچستر رو هم شکست میده اما بعدا دیدیم که چه بلایی سر تیمش آورد.

زمان حال: حالا کریمی داره توی لیگ یک ایران سرمربیگری داماش رو میکنه و دنیزلی توی معتبرترین لیگ باشگاهی جهان مقابل یکی از معتبرترین تیمهای جهان یعنی همون منچستر با الکس فرگسن رقابت میکنه. هر چند 1-0 بازی واگذار کرد اما ثابت کرد مربی بزرگیه و مثل اسمش دریایی.

نتیجه: فکر کنم مربی های ما بجای تخریب مربی های دیگه به فکر افزایش دانش فنی خودشون باشن و از رویارویی با مربی های خارجی نترسن فوتبال ما به این روز نمیفته.

-اعتراف:

من خیلی بدبینم. اینو خیلی وقته که میدونم ولی کاریش نمیتونم بکنم.توی نظرهای دوستان هم چندبار به این موضوع اشاره شده. شما ببخشید.

نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 12:23 PM توسط AliJ| |

تحقيقات اخير دانشمندان حاکي از آن است که مغز انسان از روابط رياضي براي ذخيره علايق و احساسات استفاده مي کند.

بدون نگاه کردن به جواب ها اين تست را انجام دهيد.

1- يک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنيد.
2- آنرا در عدد ۳ ضرب کنيد.
3- حاصل را بعلاوه ۳ کنيد.
4- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنيد.
5-يک عدد ۲ يا ۳ رقمي بدست آورده ايد.
6-ارقام عدد خود را با هم جمع کنيد (مثلا اگر عددتان 52 است 5 را با 2 جمع کنيد)


.
.
.
..
.
.

حالا با توجه به عدد بدست آمده و ليست زير ، ببينيد الگوي شما در زندگيتان کيست.


1- انيشتين
2- نلسون ماندلا
3- جاکوب زوما
4- محمد علي کلي
5- تام کروز
6- بيل گيتس
7- گاندي
8- براد پيت
9- محمود احمدي نژاد
10-باراک اوباما

مي دونم ، مي دونم چه حال داري ...
اون يه تاثير خاصي روي مردم داره ...
يه روز هم تو مي توني مثل اون بشي ....
باور کن !
اوه راستي ...
اينقدر عددهاي متفاوت رو هي امتحان نکن ....
باهاش کنار بيا ....
ظاهرا اون الگوي زندگي توست..

*برای بینندگانی که از نتیجه تست ناراحت شده اند این توضیح ضروری است که هر عددی را انتخاب می کردند نتیجه آن شماره 9 حاصل می شد
نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 4:50 PM توسط AliJ| |

مشت میکوبم بردر پنجه میسایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام ازهمه چیز

بگذاریدهواری بزنم هان با شما هستم این درهارابازکنید

من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی

که درآنجا نفسی تازه کنم

می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند

ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند؟

 استاد شجریان

شاعر : فریدون مشیری

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 12:34 PM توسط AliJ| |

 

1

این سالها ماه رمضان شده ماه بخور و بخواب

ساعات کار ادارات هم که کم شده و به ساعت خواب کارمندا اضافه شده دیگه بدتر

نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 3:33 PM توسط AliJ| |


Design By : Night Skin